تبلیغات
رازهای ناشناخته
 
رازهای ناشناخته
هفت میلیارد رویا، یک سیاره، با احتیاط مصرف کنیم
 
 

در زمان های قدیم که رعد و برق و صاعقه را به خدایان نسبت می دادند طرح چنین مسئله ای کفر شمرده می شد اما امروز که الکتریسیته جزو ضروریات زندگی و مثل سایر نیازمندیهای انسان قابل سنجش و ارزیابی است دیگر تصور نمی کنم که این سوال پوچ و احمقانه به نظر برسد بنابراین اکنون می خواهیم مقدار انرژی الکتریکی که هنگام آذرخش در آسمان مصرف می شود حساب کنیم و ارزش آن را بر پایه نرخ متوسط مقرر برق تعیین کنیم
بنابر آخرین اطلاعاتی که بدست آمده است پتانسیل ابر هنگام تخلیه برابر 50 میلیون ولت است و حداکثر شدت جریان به 200.000 آمپر می رسد (اندازه این شدت جریان را بدین ترتیب تعیین می کنند : وقتی برق آسمان به برق گیر می زند این جریان از داخل قرقره سیم پیچی شده برق گیر می گذرد و هسته فولادی آن را آهنربا می کند از روی میزان آهنربا شدن هسته می توان به "شدت جریانی" که از قرقره گذشته است پی برد
به طور کلی مقدار قدرت بر حسب وات برابر است با حاصل ضرب مقادیر ولت و شدت جریان اما در این خاص باید این نکته را در نظر داشت که پتانسیل "ابر" پس از تخلیه به صفر می رسد بنابراین ما باید پتانسیل متوسط را در نظر بگیریم یا به عبارت دیگر ولت "ابر" را نصف مقدار اولیه منظور کنیم با این حساب قدرتی که هنگام آذرخش مصرف شده است برابر است با 5 میلیون میلیون وات 5.000.000.000.000 = 2 / (200.000 * 50.000.000)
ممکن است این ردیف صفرهایی که جلو رقم 5 گذارده شده است ما را دچار اشتباه و فکر کنیم در موقع محاسبه ارزش پولی این انرژی با یک عدد نجومی سروکار خواهشیم داشت ولی در واقع چنین نیست برای آنکه رقم فوق را به کیلووات ساعت که نرخ برق بر آن پایه حساب می شود تبدیل کنیم باید عامل زمان را نیز در محاسبه منظور نماییم تخلیه برق تقریبا در یکهزارم ثانیه انجام می شود بنابراین انرژی مصرف شده در این مدت کوتاه برابر است با 360.000.000 / 5.000.000.000.000 یعنی 1400 کیلووات ساعت حتی اگر نرخ برق را کیلوواتی 400 ریال حساب کنیم ارزش پولی آذرخش فقط برابر 560000 = 40 * 1400 یا 56000 هزار تومان می شود
واقعا شگفت آور است ارزش آذرخشی که انرژییش صدها بار بیشتر از انرژی گلوله ای است که از یک توپ سنگین شلیک می شود فقط 56000 هزار تومان است





نوع مطلب :
برچسب ها : صاعقه، رعدوبرق، آسمان، برق،

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394 :: توسط : Mohammad D

فکرش را بکنید زمین فقط و فقط برای پنج ثانیه اکسیژنش را از دست بدهد به نظر شما اگر پنج ثانیه 21 درصد از هوای کره زمین برداشته شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر از آن دسته کسانی هستید که فکر می کنید هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد باید بگویم که نیازمند تفکر بیشتر در این زمینه هستید
اما اگر جزو کسانی باشید که فکر می کنند اتفاقاتی خاصی خواهد افتاد باید به عرض تان برسانم که حدستان درست است
اما جدای از شوخی اگر پنج ثانیه زمین بدون اکسیژن باشد شاید در ظاهر اتفاق خاصی برای تنفس انسان ها نیافتد اما دنیای اطراف ما تا مرز نابودی پیش خواهد رفت
در این مطلب میتوانید فجایعی را که در صورت نبود پنج ثانیه ای اکسیژن اتفاق میافتد را بخوانید





نوع مطلب : اگر زمین ... نداشت، 
برچسب ها : اکسیژن، نبود اکسیژن، گاز اکسیژن، پنج ثانیه بدون اکسیژن،

ارسال شده در تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 :: توسط : Mohammad D

ماشین با حرکت دائم نوعی دستگاه خیالی است که حرکتش برای همیشه ادامه دارد و به علاوه می تواند کار مفیدی نیز از قبیل بالابردن یک بار انجام دهد اگر چه از زمان های قدیم برای ساختن آن تلاش هایی شده است ولی این تلاش ها هرگز به ثمر نرسیده اند این کوشش ها سبب پیدایش عقیده ی محکمی مبنی بر این شد که ساختن ماشین با حرکت دائم ممکن نیست و از آن جایی که اصل بقاء انرژی پایه علم است نتیجه شد به این حساب که حرکت دائم حرکتی است تمام نشدنی بدون این که کاری انجام بدهد
در قسمت دوم معرفی ماشین های با حرکت دایم شما با یکی از معروفترین ماجراهایی که در زمینه ی مبحث ماشین های حرکت دایمی اتفاق افتاده آشنا بکنم این داستان ماشینی است که پطرکبیر می خواست آن را بخرد

 




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 6 تیر 1394 :: توسط : Mohammad D

ماشین با حرکت دائم نوعی دستگاه خیالی است که حرکتش برای همیشه ادامه دارد و به علاوه می تواند کار مفیدی نیز از قبیل بالابردن یک بار انجام دهد اگر چه از زمان های قدیم برای ساختن آن تلاش هایی شده است ولی این تلاش ها هرگز به ثمر نرسیده اند این کوشش ها سبب پیدایش عقیده ی محکمی مبنی بر این شد که ساختن ماشین با حرکت دائم ممکن نیست و از آن جایی که اصل بقاء انرژی پایه علم است نتیجه شد به این حساب که حرکت دائم حرکتی است تمام نشدنی بدون این که کاری انجام بدهد




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 30 خرداد 1394 :: توسط : Mohammad D

شاید با شنیدن کلمه ی باغ یاد مکانی سرسبز با انبوهی از درختان مرکبات و میوه جات بیافتید اما احتمالا مردم شهر نورث آمبرلند معنای دیگری از باغ را در خاطرشان دارند
در شهر نورث آمبرلند انگلستان یک باغ وجود دارد که بر خلاف دیگر باغ هایی که فکرش را می کنید اثری از درختان میوه در آن نخواهید دید بلکه نظاره گر گل ها و گیاهانی خواهید بود که با یک لحظه غفلت ممکن است با دست خودتان به آغوش مرگ بروید
خب برای آشنایی مقدمه ی خوبی بود پس به باغ گیاهان سمی آلنویک خوش آمدید امیدوارم که از بودن در آن نهایت لذت و هیجان را ببرید




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394 :: توسط : Mohammad D


کشتی ماری سلست "Mary Celeste"
شاید یکی از عجیب ترین و مرموزترین حوادث تاریخ دریانوردی ماجرای کشتی ماری سلست باشد
کشتی ماری سلست قرار بود از نیویورک به جنوا برود اما با ناپدید شدن سرنشینان و خدمه ی کشتی در میان اقیانوس اطلس یکی از بزرگترین اسرار تاریخ دریانوردی رقم خورد که تا به امروز حل نشده باقی مانده است
کشتی ماری سلست در سال 1861 و با نام آمازون ساخته شد
بعد از گذشت چند سال در سال 1867 کشتی آمازون در نوا اسکوتیا به گل نشست و پس از تعمیرات و نوسازی دوباره نام کشتی به ماری سلست تغییر پیدا کرد
در سال 1872 کشتی تجاری ماری سلست تحت فرماندهی کاپیتان بنجامین بریگس برای رساندن یک محموله ی الکل صنعتی از جزیره ی استاتن نیویورک عازم بندر جنوای ایتالیا شد در این سفر هفت نفر خدمه به علاوه ی زن و دختر کاپیتان بریگس او را در این سفر همراهی می کردند
در چهارم دسامبر سال 1872 در 600 مایلی سواحل پرتغال سرنشینان کشتی دی گراتیا یک کشتی را مشاهده کردند که به صورت نامنظم حرکت میکرد و بادبان های آن پاره بود و اثری از سرنشینان آن وجود نداشت
افسر اول کشتی دی گراتیا به کشتی مرموز که نامش ماری سلست بود پیام داد اما پاسخی دریافت نکرد سپس تعدادی از افراد کشتی دی گراتیا مامور شدند تا به سمت کشتی ماری سلست بروند و اوضاع را بررسی کنند
آن ها پس از ورود به کشتی متوجه شدند که مقدار زیادی آب بر روی عرشه ی کشتی جمع شده بود با این حال اثری از شکستگی و سوراخ بودن کشتی دیده نمی شد به جز دفتر خاطرات کاپیتان بریگس سایر برگه ها و گزارشات کشتی گم شده بود ساعت کشتی کار نمی کرد قطب نما خراب شده بود زمان سنج دریایی و تنها قایق نجات کشتی نیز جزء اشیاء گم شده بودند آن ها همچنین یک طناب گره خورده ی ساییده شده را به صورت آویزان در چند متری پشت کشتی پیدا کردند
با جستجویی که در کشتی ماری سلست انجام دادند آن ها 1701 بشکه الکل صنعتی را در انبار کشتی پیدا کردند و متوجه شدند که 9 بطری از آن ها خالی است در هر صورت تمام لوازم شخصی کاپیتان و خدمه ی کشتی سرجای خودشان بود و نشانی از هیچ نوع درگیری و خشونت دیده نمیشد
پس چه اتفاقی برای کاپیتان بریگس و سرنشینان کشتی ماری سلست افتاده بود؟
آنان کجا بودند؟ برای چه کشتی خالی از افراد و خدمه شده بود؟
در پست های بعدی به بررسی فرضیات افراد کشتی ماری سلست خواهم پرداخت






نوع مطلب : راز ها و ناشناخته ها، 
برچسب ها : کشتی ماری سلست، سرگذشت کشتی ماری سلست، اسرار کشتی ماری سلست، معماهای حل نشده، کشتی اسرار آمیز ماری سلست، معماهای تاریخ دریانوردی، اسرار تاریخ دریانوردی،

ارسال شده در تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394 :: توسط : Mohammad D

پس از ناپدید شدن کاپیتان جان فرانکلین شایعات بسیاری در مورد او و افرادش به گوش می رسید و مردم زیادی علاقه داشتند تا از سرانجام او آگاه شوند . طبق گفته ی برخی افراد او و مردانش در میان اسکیموها زندگی می کنند . و تعداد زیادی نیز بر این مطمئن بودند که او مرده است .
در ح
دود دوازده سال بعد از ناپدید شدید کاپیتان جان فرانکلین ، همسر او جین فرانکلین تصمیم گرفت تا در مورد سرنوشت شوهرش اطلاع پیدا کند . به همین دلیل او تعدادی کاوشگر یک گروه جستجو را به سمت قطب اعزام کرد . یک سال پس از اعزام آن ها به قطب در یک خلیج یک جزیره را یافتند . آن ها هنگام بازرسی از جزیره متوجه حضور یک قایق شدند و پس از بررسی قایق فهمیدند که آن متعلق به کشتی کاپیتان جان فرانکلین بوده است . در درون قایق یکی از افردا کاپیتان فرانکلین را پیدا کردند .
پیدا بود که او مدت ها پیش در درون قایق مرده بود . در نزدیکی های قایق آن ها یک خانه ی کوچک سنگی پیدا کردند پس از جستجوی خانه آن ها متوجه یک دفترچه یادداشت شدند . در یکی از صفحات دفترچه آن ها متنی پیدا کردن که تیتر آن چنین بود "آخرین پیام" این پیام از سوی یکی از جستجوگران کاپیتان جان فرانکلین بود .
متن دفترچه یادداشت :
" تاریخ : بیست و پنجمین رو از ماه آوریل سال 1848
نوزده ماه پیش یعنی در ماه سپتامبر 1846 به این جزیره رسیدیم . کشتی های ما به محاصره ی یخ ها در آمده بودند . و ما قادر به انجام هیچ حرکتی با کشتی ها نبودیم . همه مرده بودند و تنها بیست و پنج نفر زنده مانده اند که حال عمومی آن ها بسیار بد است و می توان گفت رو به مرگ . در یازدهم ماه ژوئن سال 1847 کاپیتان جان فرانکلین مرد . ما دو روز پیش از کشتی ها خارج شدیم تنها راه نجات ما این است که با پای پیاده از این منطقه برویم . "
سرانجام کاپیتان فرانکلین و تمامی ملوانان کشتیش سه سال پس از خروج از انگلستان در قطب مردند . آن ها بدون هیچ غذایی تنها راهشان برای فرار از این وضعیت این بود که پیاده از آنجا بروند . که متاسفانه نتوانستند این کار را انجام بدهند . دیگر راز ناپدید شدن کاپیتان فرانکلین حل شده بود . اما دیگر این راز حل شده بود؟ چرا ملوانان کشتی پس از خروج از آن در حال مرگ بودند ؟ کاپیتان فرانکلین بهترین نقشه های آن منطقه را داشت پس چرا او راه را به اشتباه رفت ؟ هنوز هم سوالات بی پاسخی در این مورد وجود دارد .

 





نوع مطلب : راز ها و ناشناخته ها، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 21 فروردین 1390 :: توسط : Mohammad D

در بین سال های 1840 تا 1850 ، جسنجوگران زیادی می خواستند از طریق دریا راه های جدید و نزدیک تری برای رسیدن به آلاسکا پیدا بکنند .
 یکی از افراد و جستجوگرانی که می خواست راهی جدید پیدا بکند کاپیتان جان فرانکلین بود . او در سال 1845 همراه با 134 تن از ملوانان ماهر و زبردست انگلستان را به مقصد کانادا ترک کرد .
نقشه
ی او برای سفر این بود که باید برای پیدا کردن راه جدید از میان قطب عبور کند .
کشت
ی کاپیتان فرانکلین در زمان خودش یکی از مجهزترین کشتی ها بود . در کشتی او هرچیزی که برای سفری طولانی نیاز بود وجود داشت و از هر لحاظ کامل بود .
آن ها برای سفری سه سالی غذا گردآوری کرده بودند و دارای صدهزار بطری آبلیمو بودند(جهت جلوگیری ازبیماری اسکووری) ، آن ها   بهترین نقشه های زمان خودشان را همراه داشتند . و همچنین یک وسیله ی جدید و تازه ظهور یافته ای به نام "دوربین" کاپیتان فرانکلین و همراهانش در روز 19 ماه می سال 1845 انگلستان را به قصد کانادا ترک کردند .
آن ها گفته بودند بدون هیچ مش
کلی می توانند سرتاسر اقیانوس اطلس را به سمت کانادا حرکت کنند .تا هنگامی که آن ها در جولای سال 1845 به محلی به نام "بافن بی" در نزدیکی گرینلند رسیدند همه چیز به خوبی پیش می رفت . اما در روز بیست و ششم جولای تعدادی از ملوانان منطقه گزارش دادند که کشتی کاپیتان فرانکلین از زمانیکه از منطقه (بافن بی) گذشته است دیگر دیده نشده . زمانیکه این گزارش به گوش دولتمردان بریتانیایی رسید آن ها بسیار نگران شدند . گم شدن کشتی کاپیتان فرانکلین برای آن دوره ی انگلستان فاجعه ای بزرگ بود . پس سریعا آن ها تعداد زیادی کاوشگر و جستجو گر را برای پیدا کردن کشتی کاپیتان فرانکلین اعزام کردند . اما با تلاش زیادی که جستجوگران انجام دادند ولی هیچکدام از آن گروه ها نتوانستند ردی از کاپیتان فرانکلین و افرادش پیدا کنند . چه اتفاقی برای کاپیتان فرانکلین و دیگر ملوانان ماهر کشتی افتاده بود؟ این سوالی بود که همه از یکدیگر می پرسیدند . دولت بریتانیا در آن زمان جایزه ی 20000 هزار دلار را برای کسی که بتواند سرنخی از آن ها پیدا کند تعیین کرده بود اما هیچ کس نتوانست اثری از او پیدا کند . سرانجام در آگوست سال 1850 تعدادی از ملوانان توانستند اولین نشانه ها را از کاپیتان فرانکلین پیدا کنند . این نشانه ها در جزیره ی داون پیدا شده بودند و آنها عبارت بودند از :
تعدادی بشکه که حامل غذا بودند .
تعدادی کاغذ
و تعدادی چوب که روی آن ها اسامی ملوانان کشتی هک شده بود .
چه اتفاقی افتاده بود؟
سرانجام کاپیتان فرانکلین چه شد ؟
چه اتفاقی برای ملوانان آن کشتی افتاده بود؟
ماجرای ناپدید شدن کشتی چیست؟
در مقاله ی بعدی به بررسی این سوالات می پردازم .





نوع مطلب : راز ها و ناشناخته ها، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 21 فروردین 1390 :: توسط : Mohammad D
درباره وبلاگ
"رازهای ناشناخته" یک وبلاگ دایره المعارف علمی است
امید است که شما خواننده محترم از مطالب آن نهایت استفاده را ببرید
با نهایت احترام و سپاس
مدیریت وبلاگ "رازهای ناشناخته"

مدیر وبلاگ: Mohammad D
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
نظرسنجی
مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟



برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو