تبلیغات
رازهای ناشناخته - ماشین های با حرکت دایم - قسمت دوم
 
رازهای ناشناخته
هفت میلیارد رویا، یک سیاره، با احتیاط مصرف کنیم
 
 

ماشین با حرکت دائم نوعی دستگاه خیالی است که حرکتش برای همیشه ادامه دارد و به علاوه می تواند کار مفیدی نیز از قبیل بالابردن یک بار انجام دهد اگر چه از زمان های قدیم برای ساختن آن تلاش هایی شده است ولی این تلاش ها هرگز به ثمر نرسیده اند این کوشش ها سبب پیدایش عقیده ی محکمی مبنی بر این شد که ساختن ماشین با حرکت دائم ممکن نیست و از آن جایی که اصل بقاء انرژی پایه علم است نتیجه شد به این حساب که حرکت دائم حرکتی است تمام نشدنی بدون این که کاری انجام بدهد
در قسمت دوم معرفی ماشین های با حرکت دایم شما با یکی از معروفترین ماجراهایی که در زمینه ی مبحث ماشین های حرکت دایمی اتفاق افتاده آشنا بکنم این داستان ماشینی است که پطرکبیر می خواست آن را بخرد

 
پرونده قطوری از نامه های تزار روس پطرکبیر مربوط به سال های 1715 و 1722 در بایگانی موجود است این نامه حاکی است که در این موقع او می خواست یک ماشین با حرکت دایم که در آلمان به وسیله یک نفر عضو شواری شهر به نام ارفیریوس اختراع شده بود خریداری نماید این شخص که با چرخ گردش شهرتی در آلمان کسب کرد حاضر شد که چرخ را فقط در ازاء مبلغ شاهانه ای به تزار بفروشد اسچوماچر کتاب دار پطر که تزار برای جمع آوری چیزهای عجیب و نادر او را به اروپای غربی فرستاده بود در جواب دستور انجام این معامله شرح زیر را گزارش می کند
"آخرین حرف مخترع این است:صدهزار تالر بپردازید و ماشین را ببرید"
و اما درباره خود ماشین بنا به گفته اسچوماچر مخترع ادعا می کرد که این ماشین کاذبی نیست و هیچ گاه از شهرت و اعتبارش کم نخواهد "مگر اشخاص بدخواهی چون اشخاص بدخواه در همه جا فراوانند و انسان نمی تواند از پیش آنها را بشناسد"
در ژانویه سال 1725 پطرکبیر مصمم شد به آلمان برود و این ماشین با "حرکت دایم" را شخصا ببیند ولی قبل از این که بتواند مقصود خود را عملی کند مرد
این ارفیریوس مرموز چه کسی بود و ماشین مشهورش واقعا چگونه بوده؟ من توانستم اطلاعاتی درباره خود این شخص و همچنین ماشین او به دست آورم
نام واقعی ارفیریوس "بسلر" بود وی به سال 1680 در آلمان متواد شد او قبل از اینکه اقدام به ساختن ماشین با "حرکت دایم" خود بنماید به مطالعه حکمت الهی طب و نقاشی پرداخت
در میان هزاران نفری که می خواستند چنین ماشینی را را بسازند او مشهورتر و تقریبا خوشبخت تر از همه بود به سال 1745 مرد و تا آخر عمر از درآمدی که از نمایش دستگاهش به دست می آورد زندگی مرفه و راحتی داشت شکل 1 از یک کتاب قدیمی گرفته شده است و طرح سال 1714 ماشین ارفیریوس را نشان می دهد در این شکل چرخ بزرگی دیده می شود که ظاهرا نه فقط می چرخد بلکه حتی بار سنگینی را تا ارتفاع نسبتا زیادی بالا می برد شهرت اعجاز این ماشین که ارفیریوس دانشمند در نمایشگاه های مختلف آن را به معرض نمایش گذارده بود به سرعت در سراسر آلمان پخش شد به زودی ارفیریوس حامیان توانایی یافت شاه لهستان به او مساعدت و یاری نمود و شاهزاده هس کاسل به او کمک کرد قصر خود را در اختیارش گذارد و از ماشینش همه نوع آزمایش به عمل آورد در 12 نوامبر 1717 ماشین را در اتقای کاملا مجزا گذاردند و آن را به راه انداختند سپس اتاق را قفل و مهر و موم کردند و دو نگهبان مسلح در خارج اتاق گمارده شد به مدت 15 شبانه روز یعنی تا روز 26 نوامبر که مهر و موم در اتاق برداشته و قفل آن گشوده شد هیچکس جرئت نزدیک شدن به اتاق را نداشت سپس قفل را بازکردند و شاهزاده همراه با ملتزمین وارد اطاق شد چرخ "بدون آنکه سرعتش کم شده باشد" در حال گردش بود چرخ را توقف کردند و پس از بازرسی دقیق دوباره آن را به راه انداختند این بار اطاق به مدت چهل روز تمام قفل و مهر و موم شد و مجددا دو نگهبان مسلح جلو در گماردند در 4 ژانویه 1718 مهر برداشته شد هیئتی از متخصصین وارد اتاق شدند و مشاهده کردند که چرخ هنوز در حرکت است ولی با این آزمایش ها شاهزاده قانع نشد و به سومین آزمایش پرداخت دو ماه تمام ماشین را حبس نمود وقتی دید که حتی پس از این مدت چرخ بازهم می چرخد بسیار خوشحال شد شاهزاده دست خطی به مخترع داد مبنی بر این که ماشین با "حرکت دایم" او در هر دقیقه 50 دور می زند و می تواند باری به وزن 16 کیلوگرم را به ارتفاع 5 متر را بالا ببرد و همچنین می تواند یک چرخ تراش یا دم آهنگری را به کار اندازد ارفیریوس با این سندی که در جیب داشت در طول و عرض اروپا سفر کرد با توجه به اینکه او حاضر نشد ماشینش را به قیمت کمتر از صدهزار تالر به پطر کبیر بفروشد آشکار است که منبع درآمد شاهانه ای داشته است
شهرت این دستگاه عجیب ارفیریوس به سرعت همه جا را گرفت و سرانجام به گوش پطرکبیر رسید پطر به کلیه انواع اشیاء صنعتی عجیب و شگفت انگیز بسیار علاقمند بود طبیعتا این ماشین نظر او را بسیار جلب کرد به سال 1715 که سفری به خارج روسیه کرد مجددا به فکر این ماشین لفتاد و در این موقع بود که او سیاستمدار مشهور آ.ی.استرمان را مامور تحقیق در این باره نمود استرمان با اینکه نتوانسته بود شخصا ماشین را ببیند به سرعت گزارش جامعی درباره آن ارسال کرد تزار حتی به این فکر افتاد ارفیریوس را به عنوان مخترع برجسته ای به دربار خود برای کار دعوت کند و عقیده فیلسوف مشهور وقت کریستیان ولف را در این باره خواستار شد
هدیه ها بود که بر سر ارفیریوس می بارید هر یک بهتر ازدیگری شاهان و شاهزادگان سخاوتمندانه لطف ها می کردند شعرا به افتخار چرخ شگفت او قصیده ها می گفتند ولی چند نفر بودند که جز به نظر یک حقه باز در او نمی نگریستند کسانی که جسارت بیشتری داشتند آشکارا او را متهم می کردند حتی هزار مارک برای کسی که پا پیش گذارد و ارفیریوس را رسوا کند جایزه تعیین شد یک نفر برای مسخره کردن او طرحی را در شکل 2 نشان داده شده است کشید و به آن وسیله راز ماشین را به نحو ساده ای تشریح کرد
قسمتی از محور چرخ ظاهرا برای نگهداشتن چرخ در دیوار فرو رفته بود کسی کخ با مهارت پنهانش کرده بودند طنابی را که به دور این قسمت محور پیچیده بودند می کشید
راز ماشین بر حسب تصادف و به علت اختلافی که ارفیریوس با زنش و کلفتش پیدا کرده بود و ضمنا هر دوی آنها از راز ماشین مطلع بودند برملا شد شاید اگر چنین نمی شد هنوز هم درباره آن حدس هایی می زدیم معلوم شد مه این ماشین مشهور به وسیله یک شخص مخفی می چرخد برادر یا کلفت ارفیریوس با کشیدن طناب بلندی چرخ را می چرخاندند اما ارفیریوس از رو نرفت و حتی در بستر مرگ مصرانه و به همه کس اطمینان می داد که این ادعای زن و کلفت او از روی کینه و بدخواهی است بیخود نبود که او به گوش اسچوماچر فرستاده تزار این نکته را می خواند که موجودات بشری سرشار از سوء نیت و بدخواهی هستند
مقارن با همین زمان در آلمان مخترع مشهور دیگری به نام هرتنر که او نیز یک ماشین با "حرکت دایم" اختراع کرده بود می زیست درباره اختراع او اسچوماچر شرح زیر را می نویسد:متحرک ابدی آقای هرتنر که من در درسدن آن را دیدم از یک گونی پرارزش و ماشینی که به چرخ تراش شبیه بود تشکیل شده و به خودی خود به عقب و جلو می چرخید و اما مخترع آن مدعی است که این ماشین را نمی شود با مقیاس بزرگتر ساخت
بی شک این ماشین نیز همیشه نمی چرخید نهایت دستگاهی بود که خیلی ماهرانه تهیه شده و با موجود زنده ای که با مهارت پنهانش کرده بودند کار می کرد و به هیچ وجه ماشین با حرکت دایم نبود
اسچوماچر به حق به پطر نوشت که دانشمندان فرانسوی و انگلیسی "به این متحرک های ابدی می خندند و آن را مغایر اصول ریاضی می دانند"
منبع : کتاب "سرگرمی های فیزیک" - نویسنده : ای . پرلمان - صفحات 89 تا 93




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 6 تیر 1394 :: توسط : Mohammad D
درباره وبلاگ
"رازهای ناشناخته" یک وبلاگ دایره المعارف علمی است
امید است که شما خواننده محترم از مطالب آن نهایت استفاده را ببرید
با نهایت احترام و سپاس
مدیریت وبلاگ "رازهای ناشناخته"

مدیر وبلاگ: Mohammad D
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
نظرسنجی
مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟



برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو